سكس مساج اولین نفوذ شدید دوگانه خشن او مقعدی 2 دیک

سكس مساج اولین نفوذ شدید دوگانه خشن او مقعدی

سكس مساج مادرم هفده سالش بود که به یه مرد سی و پنج ساله ی پولدار، که میشه پدر من، دادنش و اون تموم جوونیشو پای من ریخت. بزرگم کرد و مثل یه دوست همیشه کنارم بود. هیچوقت رابطه ی عاطفی با پدرم نداشت و پدرم هم هیچوقت پدری نکرد واسم. در واقع بعد از بازنشستگیش، اون همش خونه ی مادر خودش توی شهر خودش بود.

من صبح ها مدرسه بود و وقتی می اومدم خونه، اول با مامانم کشتی می گرفتم و بعد می شنستم پای حرفاش که کدوم خالم چیا گفته. از دوست پسرهای دخترخاله هام بهم می گفت تا سکس اون دختر داییم که به مامانش گفته بود که شوهرش ریخته توش و حامله می شه. من هر وقت تعریف می کرد، فقط می خندیدم. اون ها به من هیچ ربطی نداشت ولی چون می دونستم هیچ هم زبونی نداره، گوش می دادم سكس مساج. بد هم نبود، از تموم ریز و درشت زندکی فامیل می دونستم سکس روسی.

روز بعد بازم من زنش شدم و کیرشو تو دهنم کردم و براش ساک میزدم و همون طور فیلم سکسی هم میدیدم و اون با سوراخم بازی می کرد بعد من خوابیدمو اون با زدن روغن به سوراخم اونو خوب چربش کرد و بعد با انگشت اونو خوب باز کرد منم از این کار خوشم می اومد. بعد سر کیرشو روی سوراخم گذاشت خیلی داغ و لذت بخش بود و آروم سر.

اسم مامانم مینا هست که من یا صداش میکنم مینا کوچولو یا دخترچی، چون با این که مادر منه سكس مساج، کاملا حس و حال یه دختر کوچولو رو داره، زود بهش بر می خوره، قهر میکنه باید کلی کادو بگیری براش تا باهات آشتی کنه، از بعد هجده سالگی من، نازش برام زیاد شد و چون من واقعا دوسش دارم، لوسش می کنم. هیچی به یک زن بیشتر از این آرامش نمی ده که حس پشتیبانی رو بهش هدیه بدی،

چون می دونستم اون عقده ی ده پونزده سال نبود همدم و پشتیبان رو تحمل کرده، سعی میکردم که واسش جبران کنم.
به خاط گرمایی بودنم، توی خونه کاملا راحت، لخت هستم. یک روز که افتادم باهاش کشتی بگیرم گفت:« کاری کنم تا عمر داری دیگه نیای طرف من کشتی بگیری؟» گفتم:« بکن ببینم.

اصن مگه می تونی؟» گفت:« خودت خواستیا، به من چه.» و شرت من رو کشید پایین و نشست هی خندید سكس مساج. آب شدم رفتم توی زمین و اون گفت:« های، دیگه راحت شدم، فکر نکنم جرأت کنی دیگه بیای طرفم.» گفتم:« این چه کاری بود؟ خیلی زشت بود» با یه لحن مثل دختر لوس ها گفت:« همینه که هست فیلم سوپر امریکایی.

کیرشو فرستاد تو اولش خیلی درد داشت ولی چون خیلی حشری بودم تحملش

کردم چند دقیقه ای به اون حالت گذشت تا من دردم کمتر شد و عادت کردم بعد آروم شروع به تلمبه زدن سكس مساج کرد خیلی درد داشت ولی یه کمی حال میداد ولی اون طوری که تو داستان ها می خوندیم با اون همه حال کردن نبود شایدم چون دفعه اول بود و ما بلد نبودیم این طور بود و بیشتر درد داشت مهدی خیلی زود آبش اومد .مهدی هم از من خواست که اونو بکنم و من هم به علت این که زود آبم میاد و ترس از این موضوع باز این کارو نکردم.

ظرفیت داشته باش.» گفتم:« خب درستش نیست، تموم بند و بساط ما را دیدی.» گفت:« خبه خبه، خوبه که خودم زاییدمت، از این شکم خودم اومدی بیرون» گفتم:« دلیل نمیشه که.» گفت:« گفت چرا خوب هم میشه، تو مگ از این کارها با رفیقات نمی کنی؟» گفتم:« نه، بعد هم اون ها رفیقند، نه مامانم» گفت:« من هم رفیقم.» من هم گفتم:« حداقل قبلش می گفتی تا آدم به خودش برسه.» چشاش رو باریک کرد.

گفت:« بیشعور، بسه، ظرفیت شوخی نداری» گفتم:« عه، پاشو مینا کوچولو، پاشو یه فیلم بذار تا با هم ببینیم.» سكس مساج گفت :« چه فیلمی؟» گفتم:« تایتانیک.» تایتانیک بین من و مامانم، یه رمزه، من همیشه داستان تایتانیک رو مثل عشق بین مامانم و بابام تعریف می کردم و مینا حرص می خورد. گفت:« مرد نداشته ی توی زندگیمون رو هی به رخم بکش.» داشتم از خنده قش می کردم، گفتم:« پس من چی ام؟» گفت:« تو که مرد نیستی.»

گفتم:« عه، خوبه چند لحظه پیش سندش رو دیدی» گفت:« خیلی بی ظرفیتی احسان، عجب غلطی کردم.» گفتم:« بعضی غلط ها زشت اند، نباید بکنیشون.» پاشد رفت تو آشپزخونه، فهمیدم بهش برخورده، حالا خر بیار و باقالی بار کن که این دل نازک رو به دست بیار. ولی من لمش رو بلد بودم، رفتم پیشش و گفتم:« بانوی من، بهتون که بر نخورده؟» همیشه بهش می گفتم بانوی من چون سكس مساج که میدونست و بهش گفته بودم که اگه مادرم نبود و هم سنم بود، خودم می گرفتمش لیسیدن کوس.

از این ماجرا گذشت تا یک روز با خانواده هامون رفتیم شمال و یک روز با هزار زحمت با خانواده نرفتیم دریا و تو ویلا تنها شدیم و رفتیم حموم و زیر دوش با هم ور رفتیم من رو به شکم روی توالت فرنگی خوابوند وپاهامو باز کرد تا کونم خوب آماده بشه و شروع کرد به انگشت کردن خیلی بهم حال میداد و انگشتاش زیر آب خیلی راحت تو کونم میرفت سكس مساج و کار به جای حساستر نرسید نمیدونم چرا قبول نکردم بهش بدم،

با این حالش هم فقط هجده سال از من بزرگ تره ولی ظاهرش یه چیز دیگه میگه

مثلا ده سال بزرگتر که بعضی وقتا جوری آرایش می کرد که سكس مساج می ترسیدم گشت ما رو توی پارک نگیره. صورتمو نزدیک گوشش کردم و گفتم:« قهری کوچولو؟» گفت:« نه، چرا قهر باشم؟» ولی از لحنش معلوم بود قهره. پهلوهاش رو گرفتم و نزدیکش شدم، هیچی اون رو بهتر از این کار اون رو نرم نمی کرد که بدن مردونم رو به رخش بکشم.

گفتم بیا بریم روی مبل بشینیم، حرف بزنیم. چون وزنی نداره سكس مساج، بغلش کردم و انداختمش روی مبل و خندید، نششتم کنارش و محکم توی بغلم گرفتمش. گفتم:« چی شد یهو؟» از چشماش معلوم بود که حالش بده، گفت:« هیچی، یکم برو اونطرف تر قلقلکم میشه.» می دونستم که چشه و من خیلی وقت بود منتظر همچین موقعی ای بودم.

گفتم:« دِ.. چه قلقلکی، خوبه یه کار کنم بفمی قلقلک یعنی چه؟» گفت:« ن نمی خواد.» ولی من گفتم:« چرا میخواد تا حالت عوض شه.» و سر ممه راستش رو با دو انگشت یه فشار کوچیک دادم سكس مساج. گفت:« خب نکن دیگه، زشته، من مامانتم ها!» یه نگاه بهش کردم وگفتم:« نه، تو دختر کوچولو خودمی» کس دادن.

توی اون شرایط میتونست خیلی به جفتمون حال بده. دفعه بعد که اونا اومدن خونه ی ما یه روز که تنها بودیم یه فیلم سوپر سكس مساج گذاشتم و این دفعه پوزیشن رو عوض کردیم و اون روی زمین خوابید من تصمیم خودمو گرفته بودم یه کون درست حسابی بهش بدم و شروع کردم براش ساک زدم سعی میکردم کیرشو تا ته بکنم تو دهنم ولی نمیتونستم.

سکس کون مامانت کیرمیخواد خوب حق داره ولی هرکی بکنش تو نباید بکنی…دوستاتو ببر براش خودت کسکشی مامانت و بکن سكس مساج. برا ارضای خودتم کون بده .خواستی خودم بهت کون میدم ابتو میارم سکس زوری.

her first extreme rough double penetration

سكس مساج اولین نفوذ شدید دوگانه خشن او مقعدی 2 دیک
سكس مساج

qombol

Date: December 17, 2021

6 thoughts on “سكس مساج اولین نفوذ شدید دوگانه خشن او مقعدی 2 دیک

  1. Pingback: سکس زوری
  2. Pingback: xnxx hd

Comments are closed.